عدالت اجتماعی ورفاه اقتصادی آن برای گیلان امروز ما واژه و روشی با عنوان عدالت اجتماعی، محبوب و عشق و لقه لقه همه انسانها با هر مرام و مسلکی بوده و هماره هم خواهد بود. از هیتلر که مکرر در نطق های حماسی خود تکرار می کرد تا گاندی و ماندلا و و ادیان مذهبی و انجمن ها و سازمانها و سندیکاها و بلااخره احزاب مختلف دنیا. این پرچم عدالت اجتماعی را لحظه ای از ایده و گفتمانهای خود بیرون نمی گذارند. عجب. چیست این دّر واژه دلچسب همه کس خواه ؟ با اینکه هیچکس با عدالت مخالف نیست اما فشرده نگاهی فوری چندی از اقشارمختلف را در باب آن باز خوانی نماییم. ـ البته شایان ذکر است که عدالت می تواند معانی سیاسی، قضائی یا اجتماعی داشته باشد. مثلن سازمان ملل عدالت را در برابری حقوق انسان ها تعریف می کند. دیگر سو دنیای قضائی اما حق داشتن وکیل و دادگاه عادلانه برای همه مردم معنا می کند. طبقه فربه اهل سرمایه در کنار انواع مالکیت معتقدند که انچه من بدست اورده ام برای خودم و مال تو هم مال خودت. با عدم تجاوز به حق هم عدالت را معنا می کند. حقوق بشرهم با مفهومی عام زنان، کودکان، اقلیت های مذهبی و قومی و نژادی را معنا می کند. اما عدالت اجتماعی تعریف مشخصش چیست. تعریف و تعبیر و تفسیری هر مکتبی در این باب نظر وایده و فهم خود را دارد. چگونه می توان برای عدالت اجتماعی تعریفی سر راست ارایه نمود. در جهت اقتصاد و راحتی خیال عموم کابردی اش نمود. آیا معنای تخصیص عادلانه منابع و ایجاد امکان رشد و بهره گیری از خدمات اجتماعی بطور مساوی برای شهروندان جامعه ختم کلام این موضوع نیست؟ شاید با چندین مثال ساده از واقعیت های موجود بر آن اشراف یافت. این شعار را از دهان و متن بسیاری شنیده و خوانده اید. نفت بایستی سر سفره مردم بیاید تا ع
برچسب:
نویسنده: نیکان میرزاده
تاريخ: پنجشنبه
14 تير
1403 ساعت: 14:30